۱۳۹۶ آبان ۱۴, یکشنبه

ایران- آخرین اخبار از محمودصالحی فعال کارگری-ابراز نگرانی همسروی از بستری شدن این زندانی در بیمارستان



فعال کارگری محمود صالحی

فعال کارگری محمود صالحی به بخش عادی بیمارستان منتقل شد درحالیکه پاهایش به زنجیر بسته شده است و مانع انتقال او به بیمارستان خاص میشوند

سازمان عفو بین اللمل طی بیانیه ای  بستن غل و زنجیر به پای او  در بیمارستان را بشدت محکوم کرد و خواستار آزادی فوری او شد
نجیبه صالح‌زاده همسر محمود صالحی نسبت به وضعیت جسمی وی ابراز نگرانی کرد او گفت: محمود صالحی جمعه دوازدهم آبان شبانه پس از نارسایی تنفسی و قلبی در زندان، به بیمارستان سقز منتقل شده و پزشکان با تشخیص احتمال سکته قلبی ناقص، او را در بخش مراقبت‌های ویژه بستری کرده‌اند.

نجیبه صالح‌زاده،دلیل مشکل همسرش را بی‌تفاوتی مقامات قضایی به وضعیت سلامتی این فعال کارگری خواند و گفت مسئولان زندان با علم به وضعیت وخیم قلبی و کلیوی محمود صالحی از فراهم کردن کمترین مراقبت‌ پزشکی و بهداشتی و حتی پتو و لباس مناسب برای او خودداری کرده‌اند و همین موضوع در کنار سابقه بیماری قبلی، منجر به وخامت حال و بستری شدن این زندانی سیاسی شده است.
وی افزود: اگر همبندیان محمود صالحی به زودی متوجه وضعیت او نمی‌شدند، ممکن بود اتفاق خطرناک‌تری برای این کارگر زندانی بیفتد. 
مقامات قضایی و امنیتی سقز از مشکلات جسمی محمود صالحی و خطرات زندانی کردن این فعال کارگری آگاه‌ اند ولی در زندان نیز عمدا شرایطی را ایجاد کرده‌اند که وضعیت جسمی او را وخیم‌تر کند.

روز پنجشنبه که محمود زنگ زد متوجه شدم که به دلیل نداشتن پتو و تخت و لباس سرماخورده شده، محمود لباس مشکی می‌پوشد ولی زندان گفته لباس مشکی ممنوع است و پتو و تخت هم ندادند بهش و از ما هم تحویل نمی‌گیرند. همه هم از خطرناک بودن وضعیتش خبر دارند، غیر از این است که می‌خواهند حالش بدتر شود و مشکلی برایش پیش بیاید؟»
محمود روی زمین می‌خوابد و ساعت دو صبح در حالی که خواب بوده، یک همبندی که بیدار بوده متوجه تنفس نامنظم و حالت خفگی او می‌شود و زندانبان را خبر می‌کند، اگر همین همبندی بیدار نبود معلوم نبود چه فاجعه‌ای رخ بدهد

محمود صالحی از نارسایی شدید کلیه، بیماری قلبی و دیابت رنج می‌برد. خانم صالح‌زاده گفت 
نگهداری همسرش در زندان موجب نگرانی جدی خانواده او شده است: «کلیه‌هایش که ناقص شد، مشکلات دیگر هم یکی یکی اضافه شد، دیابت و مشکلات قلبی و باید روزی چند جور دارو بخورد، ما مدارک را برای بیمارستان بردیم که محمود هم باید هفته‌ای دو بار دیالیز شود و هم برای مشکلات قلبی‌اش پزشکان عمل جراحی قلب باز نوشته‌اند، همه می‌دانند یک دقیقه ماندن محمود در زندان خطرناک است ولی توجهی نمی‌کنند

محمود صالحی، فعال کارگری که به دلیل اهمال دستگاه قضایی و امنیتی کلیه‌هایش را در بازداشتگاه وزارت اطلاعات از دست داده، روز ششم آبان ماه ۱۳۹۶ در حالی که پس از برنامه دیالیز هفتگی از بیمارستان سقز خارج می‌شد، بدون احضار و اخطار قبلی بازداشت و برای تحمل یک سال زندان به بیمارستان سقز منتقل شد.
محمود صالحی، ۴۵ ساله،  کارگر نانوا و از بنیانگذاران «کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل‌های کارگری» ساکن شهر سقز در استان کردستان است که بارها به دلیل اعتراضات کارگری و تلاش برای سازماندهی کارگران بازداشت و زندانی شده است. او روز هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ و قبل از روز جهانی کارگر (یازده اردیبهشت) از سوی نیروهای وزارت اطلاعات شهر سنندج بازداشت شد و پس از یک ماه با نارسایی کلیوی که به از دست دادن کلیه‌هایش منجر شد، به بیمارستان انتقال یافت و محمود صالحی، ۴۵ ساله،  کارگر نانوا و از بنیانگذاران «کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل‌های کارگری» ساکن شهر سقز در استان کردستان است که بارها به دلیل اعتراضات کارگری و تلاش برای سازماندهی کارگران بازداشت و زندانی شده است. او روز هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ و قبل از روز جهانی کارگر (یازده اردیبهشت) از سوی نیروهای وزارت اطلاعات شهر سنندج بازداشت شد و پس از یک ماه با حاد شدن وضعیت کلیه‌هایش با قرار کفالت آزاد شد و به بیمارستان انتقال یافت و با قرار وثیقه آزاد شد.

شعبه اول دادگاه انقلاب شهر سنندج به ریاست قاضی سعیدی در بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۴ محمود صالحی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل جمعیت معارض» در مرحله بدوی به ۹ سال زندان محکوم کرد. دادگاه تجدیدنظر در بهمن ماه ۱۳۹۵، علیرغم حضور این فعال کارگری، به دلیل غیبت نماینده دادستان برگزار نشد ولی دادگاه تجدیدنظر به صورت غیابی حکم را از ۹ سال به یک سال تبدیل کرد و آن را در همان روز ابلاغ در ششم آبان ۱۳۹۶ اجرا نیز کرد.


جمعی از فعالین کارگری، اجتماعی و معلمان مریوان در محکومیت دستگیری و زندانی نمودن محمود صالحی بیانیه ای صادر کردند  
لینک متن  بیانیه و سایر بیانیه های محکومیت 

۱۳۹۶ آبان ۸, دوشنبه

ایران-آخرین اخبار از وضعیت زندانی سیاسی کرد رامین حسین پناهی


برای نجات جان زندانی سیاسی کرد رامین حسین پناهی برخیزید
نبض نفس های او در دستان و صدای شماست
هر ثانیه سکوت یک گام پیش بردن او به سمت چوبه های دار است
نگذاریم بار دیگر وجدان و انسانیتمان را به مسلخ دار بکشند
حداقل کار این است که در فضای مجازی صدای دادخواهی مادرش باشیم و به ندای او پاسخ دهیم
هشتگ:
#رامین_حسین_پناهی

#RaminHosseinPanahi
#SaveRamin 
خانواده زندانی سیاسی رامین حسین پناهی طی اطلاعیه ای به تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۶ اعلام کردند:
وجدانهای بیدار همانگونه که مستحضرید اکنون بیش از ۱۲۴ روز از دستگیری فرزندمان "رامین حسین پناهی" سپری می شود، در طول این مدت خانواده ی ما و به ویژه مادر پابه سن گذاشته امان چندین و چند بار با مراجعه به نهادهای امنیتی-اطلاعاتی در پی کسب خبری ولو کوچک از شرایط و مکان نگه داری رامین بوده اند که متاسفانه تا دیروز در امر هیچ موفقیتی کسب نکرده و به شکلی پرسش برانگیز تمامی این سازمان های دولتی از ارائه ی هرگونه پاسخی شانه خالی کرده و طفره رفته اند.
اما امروز و پس بیش از ۲۳ بار مراجعه ی مادرمان، مسوولان اداره ی اطلاعات ضمن تایید دستگیری رامین و نگهداری وی در بازداشتگاه این اداره، در نهایت خونسردی و با لحنی تهدید آمیز به مادر و خواهر بزرگمان اعلام نموده اند که وی به هیچ مکان دیگری منتقل نخواهد شد و به شما هم اجازه ی دیدار با رامین داده نخواهد شد، تنها منتظر دریافت خبر اعدام و دفن شبانه ی وی باشید، بنابراین مراجعه ی مکرر شما به اینجا هیچ نتیجه ای در بر نخواهد داشت.

رامین حسین پناهی
صبح روز6 آبان ماه،  وزارت اطلاعات بعد از 124 روز بی خبری از رامین حسین پناهی، به مادر و خواهر اين زنداني خبر داد که وی در بازداشت آنها میباشد و رامین به زودی اعدام خواهد شد. 
این خبر از سوی امجد حسین پناهی برادر رامین، تاييد شده است. امجد حسين پناهي گفته است: مادر و خواهرم امروز به اداره اطلاعات سنندج مراجعه و به آنها ابلاغ شد که رامین در بازداشت وزارت اطلاعات است و به زودی اعدام خواهد شد. 
بعد از اعلام این خبر مادر رامین بیهوش می شود و به بیمارستان منتقل مي گردد.
 پدر و مادر رامین حسین پناهی

بازداشت پدر و مادر رامین حسین پناهی توسط ادارەی اطلاعات سنندج
وضعیت سلامتی مادر وی در خطر است
پس از اینکە پدر و مادر رامین حسین پناهی بنابر تصمیم قبلی خود بە سوی ادارە اطلاعات بە راه افتادەاند، توسط نیروهای اطلاعات سنندج دستگیر و مورد تهدید قرار گرفتەاند 
بنابر اطلاعاتی کە امجد حسین پناهی در صفحەی شخصی خود در فیس بوک منتشر کردە است، مادر و پدر رامین حسین پناهی پس از اینکە بە سوی ادارەی اطلاعات سنندج  بە راه افتادە و تصمیم بر بە آتش کشیدن خود جهت اعتراض بە بی عدالتی هایی کە حکومت ایران بە خانوادەی حسین پناهی روا داشتەاند، توسط ماموران ادارەی اطلاعات این سهر بازداشت و بە این ادارە منتقل شدەاند. 
امجد در ادامە اعلام کرد کە پدر و مادرم بە مدت ٢ ساعت در بازداشت ادارەی اطلاعات بودەاند و از ماموران مورد تهدید شدید قرار گرفتەاند بە صورتی کە مادرم از هوش رفتە است، ماموران بارها و مکررا بە پدر و مادرم اعلام کردەاند کە بە هیچ عنوان رامین حسین پناهی را زندە نخواهید دید و اعدام وی قطعیست. 
وی افزود کە پس از تهدیدات فراوان پدر و مادرم توسط ادارەی اطلاعات آنان را بە زور بە روستایمان بازگرداندەاند و مادرم بر اثر فشارهای زیادی کە بە وی تحمیل شد، اکنون در وضعیت سلامتی بسیار بدی قرار دارد کە توسط اهالی روستا بە بیمارستان شهر دهگلان منتقل شدە کە تحت مراقبت ویژەی پزشکی قرار گرفتە است. 
وی از فعالان مدنی و سیاسی تقاضا کرد کە در برابر بی عدالتی هایی کە حکومت ایران ەب خانوادەی وی روا میدارد سکوت نکنند.

رامین حسین پناهی پیشمرگەی حزب کوملەی کوردستان ایران، اهل دهگلان در تاریخ اول تیرماه، در طی درگیری با نیروهای ایران در نزدیکی شهر سنندج در حالی کە مجروح بود، توسط سپاه پاسداران بازداشت شد و دو روز بعد افشین همراه با دو تن از دامادهای این خانوادە بازداشت شدند.
در چند روز گذشتە نیز دادگاه سنندج بە جرم همکاری با احزاب کوردی و شرکت در مراسم نوروز، افشین حسین پناهی برادر رامین را بە ٨ سال زندان محکوم کرد

۱۳۹۶ آبان ۱, دوشنبه

ایران-روایت تلخ زندانی سیاسی و فعال حقوق بشر آتنا دائمی


آتنا دائمی

روز ۳۰مهر  آتنا دائمی فعال حقوق بشر دربند برای حضور در دادگاهی که با شکایت مسئولان بهداری زندان اوین علیه او مفتوح شده به دادسرا فرا خوانده شد اما خانم دائمی از عزیمت به این دادگاه و شرکت در جلسه دادسرا خودداری کرد
او که به تازگی عمل جراحی را پشت سر گذاشته است با انتشار یک رنج نامه و روایت تلخ وضعیت بهداری زندان اوین را افشا کرد


 آتنا دائمی
رئیس بهداری اوین مانع اعزام آتنا دائمی به مرکز درمانی شد
در آخرین دقایق اعزام آتنا دائمی به یک مرکز درمانی خارج از زندان برای رسیدگی تخصصی به بیماری کلیوی این زندانی، رئیس بهداری زندان اوین از این کار جلوگیری کرد.
خانواده آتنا دائمی، بعد از مدتها تلاش موفق به گرفتن اجازه مقامات ذیربط و کسب پذیرش از مرکز درمانی شده بودند، تا دخترشان بتواند از رسیدگی تخصصی ضروری برای بیماری کلیه برخوردار شود
 آتنا دائمی
پیروزی آتنا دائمی وپایان دادن به اعتصاب ۵۴روزه
پدر زندانی سیاسی آتنا دائمی  در پیامهای توییتر خود ضمن اطلاع رسانی خبر تبرئه شدن خواهران آتنا نوشت:
آتنا ايستادگى كرد و مقاومتش به پشتوانه‌‌ى حضور شجاعانه خانواده و رفقا به نتيجه رسيد. آرزومندم تا مشكل ديگر رفقا نيز هرچه سريعتر حل شودمن پدر آتنا دست تک تک آن عزیزانی که دراین مدت از آتنای من حمایت کردن ومارو تنها نگذاشتن وبا گریه های ما گریستن با خندهای ما خندیدن می بوسم.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده دائمی، «آتنا با وضع جسمی بسیار بدی از زندان به دادگاه آورده شد. ۱۷ کیلو کاهش وزن و فشار خون ۸ روی ۵ آخرین نتایج پزشکی بود که از او ثبت شده بود».
پيشتر نيز  سازمان عفو بين الملل در 23 مه (2 خرداد96 ) یک بیانیه اقدام فوری در مورد وضعيت سلامتي زندانی سیاسی آتنا دائمي، منتشر و تأكيد كرده بود كه حال او به شدت به وخامت گراييده است
بیشتر بخوانید

وضعیت وخیم جسمانی آتنا دائمی دراعتصاب غذا و ايستادگي او حمايت جهانی برمي انگيزد
اعتصاب غذا و ايستادگي آتنا دائمي در دفاع از حقوق بشر، حمايت گسترده ای به دنبال داشته است. در شبكه اجتماعي توييتر، در پيج ايران مربوط به سازمان عفو بين الملل، اين كامنت ها قابل رويت هستند:

قابل ذکر است که آتنا دائمي چهل و چهارمین روز اعتصاب‌غذایخود را پشت سر گذاشت و هم‌چنان مأموران زندان اوین از اعزام وی به بیمارستان ممانعت به‌عمل می‌آورند.پیش ترعفو بين الملل براي آتنا دائمي بيانيه اقدام فوري صادر کرد  آتنا دائمی در شانزدهمین روز اعتصاب غذایش اعلام کرده بود در صورت بي توجهي مسوولين نسبت به خواست هايش، در مقابل دفتر افسر نگهباني بند، تحصن خواهد كرد و سپس وارد اعتصاب غذاي خشك خواهد شد.
از سوئي دیگر نماینده دادستان زندانی سیاسی آتنا دائمي را تهدید کرد که به خاطر اعتصاب غذا علیه او اعلام جرم خواهد کرد
لینک متن نامه به عاصمه جهانگیر

آتنا دائمی، زنداني سياسي،شب 23 ارديبهشت ماه، به دنبال اعتصاب غذا و وخامت حالش به بیمارستان طالقانی تهران منتقل و نیمه‌شب به زندان بازگردانده شد او همچنین در بیست‌وهفتمین روز از اعتصاب غذابه دلیل وخامت حالشش به بهداری اوين منتقل شد. به گفته منابع مطلع، کلیه های وي عفونت کرده و با تغيير رنگ چهره و زبان روبرو است رئیس بهداري زندان در مورد وضعيت او گزارش دروغ داده و نسبت به مشكلات جسماني وي نيز اقدامي صورت نگرفته است.آتنا در اعتراض به پرونده سازی و محکومیت قضایی خواهرانش، از تاریخ ۱۹ ارديبهشت 96 دست به اعتصابب  غذا زده است.
آتنا دائمی در یازدهمین روز اعتصاب غذای خود را گفت:تا رسیدن به خواسته ام از ادامه اعتصاب غذا منصرف نخواهم شد
متن کامل نامه کامل کلیک کنید

آتنا دائمي در چهلمين روز اعتصاب غذاي اعتراضي خود در اوين اعلام كرد كه در انتخابات شركت نخواهد كرد.
لینک متن نامه
آتنا دائمي در اعتصاب غذا، انتخابات را تحريم مي كند
زندانيان سياسي در حمايت از آتنا مي نويسند
مادر آتنا دائمی از گزارشگر ويژه خواستار بهبود وضعیت زندانها شد
خانم معصومه نعمتی، مادر فعال مدني آتنا دائمی، ملاقات كوتاهي با او در زندان اوين انجام داد. وپس از آن طي يادداشت كوتاهي بر ضرورت رسيدگي به خواست هاي زندانيان در اعتصاب، تاكيد كرد
آتنا دائمی از روز 19فروردين 96،  اعتصاب غذا میباشد، با ممشكلات كليوي وگوارشي روبروست
آتنا دائمی ، فعال حقوق بشر
آتنا دائمی ، در نامه‌ای سرگشاده با بیان اینکه توسط مامور زن مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مامور مرد قرارگاه ثارالله سپاه تهران هم برای پاشیدن اسپری فلفل به صورت او اقدام کرده است، خبر از شکایت خود از آن‌ها داده است.
من آتنا دائمی از داخل زندان اوین می‌نویسم. زندانی که شده جایی برای عاشقانی که جز انسان و انسانیت دغدغه دیگری ندارند و زندانی سیاسی، عقیدتی و امنیتی خوانده می‌شوند.
مجرمان حقیقی آزاد هستند. لطفا مزاحم‌شان نشوید که زنان و مردانی از جنس شرافت در سلول‌های سرد و یخ زده زندان مشغول گذراندن حبس اند.
امروز ۶ آذر ۹۵ به خانه‌مان هجوم آوردند، نه در حال تجاوز به دانش آموزان بودم و نه در حال اختلاس و صدور حکم قتل و نه فراری، بلکه فقط خواب بودم! پدر و مادرم مسافرت بودند.
روز پنج‌شنبه ۴ آذر ۹۵ از دادگاه انقلاب تماس گرفتند و گفتند احضاریه را می‌خواهند ارسال کنند و آدرس خواستند. اما کسانی که با نام قرآن و دین اسلام مجوز هرگونه ظلم را برای خود صادر کردند، برخلاف عرف و شرع‌شان دروغ گفتند و به جای احضاریه ۳ مامور برای بازداشتم فرستادند. سه ماموری که زنان را در خیابان به جرم بد حجابی بازداشت می‌کنند تا مبادا اسلام به خطر بیافتد اما به حریم خصوصی من تجاوز کردند و نظاره‌گر بی‌حجابی‌ام بودند تا مبادا فرار کنم! طبق قانون باید احضاریه می دادند و حداقل ۵ روز فرصت برای این‌که خود را به زندان معرفی کنم و اگر هم نمی رفتم می‌بایست ماموران زندان و اجرای احکام برای بازداشتم می‌آمدند، نه سه مامور از سپاه ثارالله
آتنا دائمی ، فعال حقوق بشر  چندی پیش برای اجرای حکم هفت سال حبس بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود. 

۱۳۹۶ مهر ۲۹, شنبه

ایران-آخرین اخبار زندانی سیاسی علیرضا گلی‌پور در اعتصاب غذا


علیرضا گلیپور

علیرضا گلیپور
علیرضا گلیپور

زندانی سیاسی علیرضا گلی‌پور
وخامت حال زندانی سیاسی محبوس در بند 8 زندان اوین،که نزدیک یک ماه دست به  اعتصاب غذا  زده است
علیرضا گلیپور طی روزهای اخیر در بند هشت اوین دچار خونریزی گشته و چندین بار به بهداری زندان منتقل شده است؛ این زندانی سیاسی طی این مدت بیش از ۱۶ کیلوگرم کاهش وزن داشته و با افت شدید فشار نیز روبه رو بوده است.
او از ۲۰ مهرماه 96 در اعتراض به وضعیت بلاتکلیف خود و شکنجه و فشار بر خانواده اش دست به اعتصاب غذا زده است، او در نامه ای دلایل اعتصاب غذایش را عنوان کرد او از جمله نوشت:
نخبه کشور زندانی سیاسی کارش فریاد زدن شکستن و فحاشی نیست کارش بیان حقیقت است
اعتماد راسخ به این دارم که یک روز روی یک پا ایستادند از عمری روی زانو زیستن جلوی ظالمان بهتر است

زندانی سیاسی علیرضا گلی‌پور در اعتصاب غذا
علیرضا گلی‌پور کیست؟
علیرضا گلی‌پور فرزند داوود، متولد ۲۲ فروردین ۱۳۶۵ در تهران، محله نیروی هوایی در خانواده متوسط متولد شده است.

ار نخبگان جامعه که در پانزده سالگی دیپلم گرفت و از طرف کانون نخبگان در دانشکده مخابرات در رشته رادیو ادامه تحصیل داددر سن ١٨ سالگی به مجموعه وزارت ارتباطات معرفی شده و در معاونت آزمایش و تحویل مشغول به کار شد. در سال ٨۴ مدرک لیسانس گرفت و در سال ٨۵ در رشته مخابرات در مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل داد. او در سال ٨٨ به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی برای بار اول بازداشت ویکسال بعد آزاد شد و به عنوان مشاور شرکت‌های مخابراتی مانند اریکسون و نوکیا مشغول به کارشد و به کشورهای پاکستان، ایرلند، عراق، آلمان و چندین کشور دیگر جهت آموزش سفر کرد.
علیرضا گلی‌پور در ۱۱ مهرماه ۱۳۹۱ به اتهام خروج اطلاعات محرمانه وزارت ارتباطات و قرارگاه‌های سپاه و وزارت اطلاعات و فسادهای اخلاقی و اقتصادی مسئولان نظام به اتهام جاسوسی به نفع کشور آمریکا و سازمان مجاهدین خلق توسط وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران و اطلاعات نیروی انتظامی (ناجا) بازداشت شد و بارها تحت بازجویی قرار گرفت و در نهایت پرونده او به شعبه ١۵ دادگاه انقلاب ارسال شد.
علیرضا گلی‌پور متهم است که در جریان حوادث پس از انتخابات در سال ۸۸ بسیاری از افرادی که آن زمان مورد پیگیری و شنود نهادهای اطلاعاتی بوده‌اند را در جریان گذاشته و باعث متواری شدن آنان شده است. 
او همچنین متهم است که بسیاری از موارد فساد افراد حکومتی را افشا کرده است. علیرضا گلی‌پور همچنین با اتهام عکس‌برداری و فیلم‌برداری از پروژه‌های هسته‌ای همچون نطنز روبرو شده است.
علیرضا گلی‌پور هم‌اکنون در قرنطینه بند هفت زندان اوین و در شرایط خاص امنیتی نگهداری می‌شود.
زندانی سیاسی علیرضا گلی‌پور
گلی‌پور خود در توصیف دوران بازجویی‌اش گفته است: «کتک زدن،  تهدید به تجاوز، تهدید به آبروریزی مادر و خواهر و همسر، بازداشت خانواده و …، تنها بخشی از شکنجه‌های دوران بازجویی در انفرادی بوده است

او همچنین در توصیف وضعیت خانواده خود در دورانی که در حبس انفرادی بوده گفته است: «حدود یک‌ سال و نیم پس از بازداشت، خانواده هیچ اطلاعی از وضعیت من نداشتند و هیچ تماسی با خارج از زندان و خانواده نداشتم. بعدها پس از انتقال به بند متوجه آزار و فشارهای مأموران وزارت اطلاعات به خانواده‌ام شدم. ارائه اطلاعات از طرف وزارت اطلاعات و شکنجه‌های روانی مادرم به حدی بود که، طی آن دوران، مادرم که ناراحتی قلبی دارد، سه بار در بیمارستان بستری شد. طی دوران حبس در انفرادی و قطع تماس با دنیای خارج، همسرم که از اقوام نزدیک آیت‌الله صانعی بود با فریب‌کاری وزارت اطلاعات و فشارهای وارده به خانواده وادار به طلاق و جدایی شد.» او در خصوص نقش وزارت اطلاعات در این طلاق گفته است «درحالی‌که بیش از یک سال از تماس با دنیای خارج از سلول انفرادی محروم بودم، به همسرم اعلام کرده بودند که من با خانمی ارتباط داشته و همراه او از کشور فرار کرده‌ام

این زندانی سیاسی در طی چندین سال حبس دچار بیماری‌های متعددی شده است. او از بیماری قلبی رنج می‌برد و همچنین دچار توموری در ناحیه قفسه سینه شده است.

علیرضا گلی‌پور برای خارج کردن تومور تاکنون دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است.


١۵ سال حبس به اتهام جاسوسی به نفع اجانب، ١٠ سال  حبس به جرم هواداری از سازمان مجاهدین خلق، ۷,۵ سال حبس به اتهام اجتماع و تبانی، ۴,۵ سال حبس به اتهام خروج غیر قانونی از مرز، یک سال حبس و ٩٠ ضربه شلاق به اتهام توهین به رهبری و مسئولان نظام و درنهایت به سی ونه سال حبس و ٧۴ ضربه شلاق به اتهام حمل غیرقانونی بیسیم موارد محکومیت این زندانی سیاسی است.
زندانی سیاسی  علیرضا گلیپور

نگاهی به  نامه ها و دل نوشته های علیرضا گلیپور(برای مطالعه متن کامل کلیک کنید)

۱۳۹۶ مهر ۲۷, پنجشنبه

ایران- خبر آزادی لیلا میر غفاری فعال مدنی بعداز شکنجه های بسیار

لیلا میرغفاری فعال مدنی و حقوق کودکان
لیلا میرغفاری فعال مدنی و حقوق کودکان روز شنبه ۴ مهر برای دومین بار دستگیر شده بود بعد از ضرب و شتم شدید به بیمارستان روزبه تهران منتقل گردید. خانم غفاری که از حقوق کودکان و زنان دفاع میکند در مقابل دادگاه روحانیت در حال تهیه کلیپ و فایل معترضانه مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفت و بازداشت شد. لیلا میرغفاری در کلیپهایی که منتشر کرده بود گفته بود که چرا فرزندان مسولین برای کشته شدن و دفاع از سوریه نمیروند و چرا آنها کشته نمیشوند.

 لیلا میر غفاری در اعتصاب غذای خشک
لیلا میرغفاری فعال مدنی و حقوق کودکان در روز ۴ مهر بازداشت شد ابتدا او را به زندان قرچک وارمین و سپس بعد از ضرب و شتم او را روانه بیمارستان روزبه (بیمارستان روانی) با دست و پای  زنجیر شده به به تخت بیمارستان
بدلیل اینکه به زور به او دارو خورانده اند بشدت وضعیت جسمی و روحی بهم ریختگی دارد و توان حرف زدن را از دست داده است
و حالا دو روز  است که در اعتصاب غذای خشک بسر می برد
لیلا هر بار پس از آزادی باز هم از حقوق بشر حقوق زنان دفاع کرد بارها با نام از حقوق زندانیان سیاسی آرش صادقی فرزاد کمانگر شهرام احمدی نام برده است او بارها در مصاحبه ها و فیلمهایی که تهیه کرده بود به وضعیت اختلاس مسولین حکومتی و به جنایتهایی که در ایران میشود اعتراض کرده بود.
لیلا میرغفاری درباره مدافعین حرم در یک کلیپ گفته است:
 اگر مدافع حرم بودن خوب است چرا مجتبی خامنه ای و فرزندان او و امثال لاریجانی ها و حسن روحانی ها و مداح ها یا فرزندانشون نمیرن سرشون رو فدا کنند.
 این تنها جرم او بود و حالا با مرگ دست و پنجه نرم میکند

ایران-پایان اعتصاب غذای زندانی کرد محمد نظری


محمد نظری

 امروز یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶، دو نفر از وکلایی که خانواده و دوستان «محمد نظری» برای ایشان تعیین کرده بودند موفق شدند با محمد نظری در زندان رجایی‌شهر دیدار کرده و وکالت‌نامه‌ها را به امضای ایشان برسانند. 
شاهد علوی روزنامه‌نگار که اخبار اعتصاب غذای آقای نظری را پیگیری میکرد، میگوید: «با توجه به درخواست وکلا برای پایان اعتصاب غذا و قول مساعد ایشان برای به نتیجه رساندن درخواست قانونی محمد نظری برای آزادی، پس از ۹۹ روز به اعتصاب غذای خود خاتمه داد
محمد نظری در پیامی از همه کسانی که از او در مدت اعتصاب غذا حمایت کردند و تنهایش نگذاشتند تشکر کرده است.

  نامه زندانی سیاسی آرش صادقی برای محمد نظری
نامه زندانی سیاسی آرش صادقی 

کمک کنید پایان این راه، آزادی محمد نظری باشد

 نامش محمد نظری ست زندانی‌ای از کوه‌های استوار کردستان که بیش از 24 سال از بهترین سال‌های زندگیش که می‌توانست هر روزش خاطره‌ای شیرین باشد را پشت میله‌های بی‌عدالتی زندان به سر برده است مردی که قلبش آلام زیادی را با خود به همراه دارد از 8 مرداد 96 دست به اعتصاب غذا زده است. اعتصاب غذایی تنها جهت اجرای قانونی که ثمره اش آزادی اوست. 

زندانی سیاسی محمد نظری
بی اطلاعی از سرنوشت زندانی سیاسی محمد نظری
بنا‌ به اخبار دریافتی زندانی سیاسی محمد نظری که حدود 95روز است در اعتصاب‌غذا به‌سر می‌برد به‌علت وخامت حالش از روز یکشنبه هفتم آبان از زندان گوهردشت به بیمارستان هزار تختخوابی تهران منتقل شده است اما هیچ خبری از وضعیت سلامتی وی در دست نیست. این امر موجب نگرانی زیادی در میان سایر زندانیان سیاسی و بستگان او شده است

 محمد نظری


فراخوان شورای ملی مقاومت ایران برای نجات زندانی اعتصابی محمد نظری
مقاومت ایران برای نجات جان آقای محمد نظری، از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج، که پس از ۹۴ روز اعتصاب غذا در شرايط بسيار وخيم و بحراني به سر مي برد، فراخوان می دهد و از عموم مراجع بین المللی مدافع حقوق بشر به ویژه کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران و گزارشگران دستگیریهای خودسرانه، شکنجه و حق حیات می خواهد اقدامی فوری و مؤثر برای نجات جان او و آزادی اش به‌عمل آورند.

زانیار مرادی و سعید شیرزاد


زانیار مرادی و سعید شیرزاد دو زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان رجایی شهر کرج با انتشار نامه‌ایی در حمایت از محمد نظری، زندانی سیاسی که در نودمین روز اعتصاب غذایش قرار دارد، وضعیت سلامتی این زندانی سیاسی را “مرگ تدریجی” عنوان کرده‌اند و خواستار حمایت و پشتبانی فعالین سیاسی و مدنی کُرد از محمد نظری شده‌اند.



محمد نظری


 گزارشی از آخرین وضعیت زندانی سیاسی محمدنظری بعداز شروع سومین ماه اعتصاب غذا
محمد نظری در پیامی که از طریق یکی از همبندیانش و در ملاقات به بیرون منتقل شده است، بر ادامه اعتصابش تاکید کرده و گفته است: «من رهسپار بوکان خواهم شد چه با آزادی و چه با مرگ. بی اعتنایی به اعتصاب غذا نمی‌تواند من را از این تصمیم که انتهایش در هر حال رهایی است بازدارد.»
حال محمد نظری، یکی از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران که از هشتم مرداد و در اعتراض به وضعیت حقوقی خود دست به اعتصاب غذای تر زده است، وخیم است.
بر اساس گزارش‌ها، وضعیت سلامتی محمد نظری روز به روز بدتر می‌شود و به گفته پزشکانی که در این مدت او را ملاقات و معاینه کرده‌اند، او به دلیل تحلیل رفتن ماهیچه‌های قلبی در معرض خطر فوری ایست قلبی است. فشار خون او همچنان زیر ۹ است و ضربان قلبش به شدت نامنظم است و بالا و پایین می‌رود و تاکنون ۲۷ کیلو از وزنش را از دست داده است و درد شدید معده دارد.
نظری در طول هفته جاری دو بار به صورت اورژانسی به بیمارستان امام خمینی تهران اعزام شده است؛ روز شنبه ۲۹ مهر و روز سه‌شنبه دوم آبان. در هر دو مورد اعزام، او اوائل صبح به بیمارستان منتقل شده و علی‌رغم نظر پزشکان برای بستری شدن، بدون انجام کار درمانی خاصی، غروب همان روز به زندان بازگردانده شده است.
به گفته یک منبع بیمارستانی در هر دو مورد علی‌رغم مقاومت محمد نظری به او سرم تزریق شده است. گفته می‌شود محمد نظری صبح چهارشنبه گذشته از بند بیرون برده شده است. 
روز دوشنبه اول آبان، تیمی از پزشکی قانونی کرج به ملاقات محمد نظری رفته‌اند، او را معاینه کرده و علائم حیاتی و وضعیت سلامتی او را ثبت کرده‌اند. یکی از اعضای این تیم در پاسخ به یکی از همبندان نظری گفته: «فارغ از این‌که خطر فوری ایست قلبی نظری را تهدید می‌کند، با توجه به وضعیت فعلی او اگر ایشان به اعتصاب خود به همین شکل ادامه دهند، احتمالا بیش از دو هفته دیگر دوام نمی‌آورند
محمد نظری به سختی بسیار تکلم می‌کند، توانایی تحرک خود را به طور کلی از دست داده و از سوی همبندیانش جابه‌جا می‌شود و به خاطر این‌که مقامات زندان اجازه نمی‌دهند پزشک بهداری برای معاینه او به داخل بند برود، روزهایی که وضعیتش وخیم‌تر می‌شود با برانکارد به بهداری زندان منتقل می‌شود.
 وکیلی که تعدادی از همبندان سابق محمد نظری برای محمد نظری گرفته‌اند و موفق شده است پرونده او را در دادگستری ارومیه رویت کند، در هفته گذشته چند بار به زندان رجایی‌شهر مراجعه کرده و درخواست کرده است تا با این زندانی سیاسی ملاقات کند و وکالت‌نامه‌اش را به امضای او برساند اما مقامات زندان ضمن این‌که به آقای وکیل اجازه ملاقات با محمد نظری را نداده‌اند، حتی از قبول فرم وکالت‌نامه برای دریافت امضای محمد نظری هم خودداری کرده‌اند و امکان امضای برگه وکالت‌نامه و متعاقب آن، ملاقات وکیل با نظری را منوط به شکستن اعتصاب غذا از سوی او کرده‌اند.
 غفو بین اللمل ضمن گزارش دیگری نگرانی خود از وضعیت سلامتی زندانی سیاسی کرد محمد نظری را عنوان و برای آزادی وی فراخوان داد
محمد نظری زندانی کرد
سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌یی نسبت به وضعیت وخیم جسمی زندانی سیاسی محمد نظری، در اعتصاب غذا، ابراز نگرانی کرد و خواستار اقدام فوری در خصوص وی شد. عفو بین‌الملل با اشاره به این‌که محمد نظری از مردادماه سال جاری در اعتصاب‌غذا به‌سر می‌برد، اعلام کرد، محمد نظری در مدت اعتصاب‌غذای خود ۲۵کیلوگرم کاهش وزن داشته و با توجه به افت شدید فشار خون و ضعف شدید در وضعیت وخیمی به‌سر می‌برد.
سازمان عفو بین‌الملل هم‌چنین گفته است که محمد نظری از بیماری قلبی رنج می‌برد و پزشکان زندان تأکید کرده‌اند وی به رسیدگی پزشکی در مراکز تخصصی خارج از زندان نیاز دارد با این حال مأموران زندان در بیشتر موارد از اعزام وی به مراکز درمانی خودداری کرده‌اند



نامه رضا شهابی و سعید شیرزاد درباره وضعیت محمد نظری
جناب آقای محمد منتظری، دادستان کل کشور
با سلام
امروز 81 روز از اعتصاب غذای آقای محمد نظری می‌گذرد. اعتصابی که دلیل آن عدم رسیدگی به پرونده‌اش و عدم اجرای قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 در مورد ایشان است که بر مبنای آن، آقای نظری باید از تاریخ 1/2/1392 از زندان آزاد می‌شد. اما علی‌رغم نامه نگاری‌های فراوان هیچ‌گونه پاسخی به درخواست‌های ایشان داده نشده است و به همین دلیل هم از 8 مرداد96 در اعتراض به این روند اعتصاب غذا نموده است. اعتصاب غذایی تا پای جان تنها برای اعمال ماده 10 قانون مجازات اسلامی.
آقای محمد نظری که بیش از 24سال است بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر می‌برد با استناد به ماده 186قانون مجازات اسلامی سابق به اتهام محاربه از طریق همکاری با حزب دمکرات کردستان ابتدا به اعدام محکوم و سپس با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم گشته است.
می‌دانیم که مستند به مواد 286 و287 و 288 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92چنین متهمی متناسب با وضعیت سازمانی که به آن منتسب شده است و نوع فعالیتش در آن سازمان به حبس تعزیری درجه سه و یا حبس تعزیری درجه پنج محکوم می‌شود. لذا با توجه به بند الف ماده 10 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 که اعلام میدارد: اگر رفتاری‌ که در گذشته جرم بوده است به موجب قانون لاحق جرم شناخته نشود حکم قطعی اجرا نمی‌شود و اگر در جریان اجرا باشد اجرای ان موقوف می‌شود در این موارد و همچنین مواردی که حکم قبلن اجرا شده باشد هیچگونه اثر کیفری بر آن مترتب نیست.
و نیز برابر با ماده 120قانون مذکور که می‌گوید: هرگاه وقوع جرم یا برخی از شرایط آن و یا هر یک از شرایط مسئولیت کیفری مورد شبهه یا تردید قرار گیرد و دلیلی برای نفی آن یافت نشود حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی‌شود و همچنین ماده 99همین قانون که در رابطه با نسخ قانون می‌باشد و اعلام می‌دارد: نسخ قانون تعقیب و اجرای مجازات را موقوف می‌کند. اثار نسخ قوانین کیفری به شرح مندرج در ماده 10این قانون است.
و همین طور ماده 728 قانون مذکور که تمامی قوانین و مقررات مغایر با قانون مجازات اسلامی مصوب سال92 را نسخ می‌کند و عمل مجرمانه در گذشته را دیگر جرم نمی‌داند محمد نظری باید آزاد شود و یا دست‌کم به موجب بندهای ت و چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری (مصوب 1392)، تقاضای اِعاده دادرسیش پذیرفته شود و بر مبنای مواد 286 و287 و 288 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 مورد محاکمه مجدد قرار گیرد.
محمد نظری در اعتراض به عدم اجرای این قوانین از 81 روز پیش در اعتصاب غذا می‌باشد و اکنون در شرایط وخیمی جسمی به سر می‌برد به گونه‌ای که قدرت تکلم و راه رفتنش به شدت ضعیف شده، بیش از 25 کیلو از وزنش را از دست داده است و علائم حیاتیش بسیار نگران کننده است.
ما به عنوان همبندیان آقای محمد نظری از شما درخواست داریم قبل از بروز هرگونه حادثه ناگواری برای نامبرده نسبت به بازبینی پرونده و اجرای مواد قانونی مورد اشاره در حق ایشان اقدام نمایید.
رضا شهابی سعیدشیرزاد26مهر1396 زندان گوهردشت
زندانی کرد محمد نظری
آخرین نامه دردمندانه زندانی سیاسی کرد محمد نظری را خوانده اید؟
گویا یکبار دیگر صدای نیما از اعماق به گوش میرسد
این باز از زیان یک کرد
از زبان یک زندانی سیاسی
****
آهای مردم 
بی کس‌ترین زندانی این شهرم! شهری که با نام زندانش عجین شده است، با عجایب، شهری که ۸۱ روز از اعتصابم می‌گذرد اما هیچ گوش شنوا و دست یاری دهنده‌ای از آن برای من نمانده است. 
محمد نظری هستم، ۲۴ سال است که در پشت میله‌های زندان از مهاباد و ارومیه تا همین زندان رجایی‌شهر و هر روز بی‌کس‌تر از روز پیشش و تنهاتر شده‌ام. پدر و مادر و برادرم رهسپار گورستان بوکان شده‌اند و جز شما مردم کسی را ندارم.
۸۱ روز از اعتصابم می‌گذرد. اعتصابی برای خواسته‌ای ساده. خواسته‌ام نه آزادی و نه مرخصی بلکه اجرای قانون است. قانونی که با اجرای آن ۴ سال و نیم پیش باید آزاد می‌شدم ولی دست‌های نامریی قدرت و امنیت از اجرای این قانون (مواد ۱۰، ۹۹، ۱۲۰ و ۷۲۸ از قانون مجازات اسلامی جدید) درباره من جلوگیری می‌کنند. حال پس از ۲۴ سال زندان و در عین تنهایی و بیکسی هیچ راه دیگری جز اعتصاب برایم نمانده است.

کجایید مردم؟ 
مرا به خاطر بی‌کسی‌ام به حال خود مگذارید. فرق من با آرش صادقی که بیش از ۷۰ روز گرسنگی کشید در چیست جز این‌که او پدر و همسری داشت و شما مردم را، اما من هیچ کسی ندارم. پدر، مادر و برادرم که سال‌هاست در گورستان بوکان خوابیده‌اند و مرا اگر دست یاری گری باشد شمایید که تنها تکیه گاه و امیدم هستید. 
مرا کمک کنید، کمک کنید صدایم شنیده شود که اکنون چیزی جز مرگ برای رها شدن از این عذاب زندان و اعتصاب برایم نمانده است. 
کمکم کنید برای رسیدن به حق قانونی آزادی که از من دریغ کرده‌اند. جز این اگر باشد بر اعتصابم می‌مانم تا با مرگ رهسپار گورستان بوکان شوم که جز آنجا هیچ جایی و هیچ کسی برایم نمانده است.
محمد نظریچهارشنبه ۲۶ مهر 

هشتاد و دومین روز اعتصاب عذا علیرغم بیماری قلبی در لبه مرگ گام میزند ایستاده بر حق انسانی خود دلگرم به پشتیانی مردم. صدایش باشیم خانواده اش یار و دوستش 
کسب آزادی او کمک به خودمان برای انسان ماندن و آزاد ماندن و حفظ انسانیت و شرافتمان است
محمد نظری را بشناسیم:

محمد نظری متولد ۱۳۵۰ در شهرستان شاهین‌دژ در استان آذربایجان غربی زندانی سیاسی و عضو حزب دموکرات کردستان ایران است.
او  در سن ۲۳ سالگی در ۸ خرداد ماه سال ۱۳۷۳ به اتهام هواداری از حزب دمکرات کردستان ایران از جانب نیروهای سپاه شهرستان بوکان دستگیر شد. ابتدا به اعدام محکوم شد. اما در سال در سال ۱۳۷۸ حکم اعدامش با یک درجه تخفیف به حبس ابد تقلیل یافت و بعدها مورد عفو و آزادی قرار گرفت اما بنابر قانون هم از آزادی او خود داری میشود و برهمین اساس سه ماه است که او در اعتصاب عذا بسر میبرد  وی در تمام مدت زندان از حق مرخصی محروم بوده‌است و یک به یک اعضای خانواده اش را از دست داد.
آخرین نامه او بسیار تامل بر انگیز و دردناک است

محمد نظری در نامه ای از زندان خطاب به عاصمه جهانگیر گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل نوشت:
 خانم جهانگیر، من محمد نظری هستم محکوم به ابد، که مدت ۲۳ سال بدون استفاده از یک روز مرخصی در زندان بسر می‌برم. بدون اینکه اجازهٔ وکیل گرفتن به من بدهند، تا پیگیری پرونده‌ام باشد، هرچند بنا به دلایلی هیچ وکیلی وکالت مرا قبول نمی‌کند. در این مدت بارها و بارها درخواست اعادهٔ دادرسی کرده‌ام، اما به هیچ‌کدام از آنها جوابی داده نشده و در مورد قوهٔ قضائیه و وزارت اطلاعات هرکدام دیگری را مسؤول پرونده‌ام می‌دانند

 اولین بار در سال ۹۱ در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولان اعتصاب غذا کرد و درخواست اعاده دادرسی را شرط پایان اعتصاب غذای خود قرار داد.
او بار دوم در سال ۹۶ در اعتراض به عدم اجرای اعمال ماده ۱۰ آیین دادرسی در خصوص پرونده‌اش اقدام به اعتصاب غذا کرده‌است و هم اکنون هشتاد و دومین روز نیز اعتصاب غذا را پشت سر میگذارد.

او درنامه‌ای سرگشاده در رابطه با اقدامات غیرقانونی مسئول اجرای احکام زندان رجایی شهر، می‌گوید:
در سال‌های اخیر با نامه نگاری‌های متعدد به روسای حکومت من جمله رئیس قوه قضائیه دادستان کل کشور، دادگاه مهاباد و حتی شخص وزیر اطلاعات، تلاش کردم تا از راه قانونی پیگیر وضعیت پرونده ام باشم. اما همگی آنها بی پاسخ ماندند تا اینکه چندماه پیش با پیگیری‌هایی که خانواده ام انجام دادند، معلوم شد هیچ کدام از نامه هایم به مراجع ذی‌ربط ارسال نشده اند و نامه هایم توسط آقای سیگاروئی مسئول اجرای احکام به دلایل مختلف گم شده اند که حتی نامه ای اخیرا از سوی مراجع قضایی برایم ابلاغ شده بود، توسط آقای سیگاروئی مفقود گردیده است. با اینکه مسئولین زندان دستور داده اند تا کپی نامه ام را بدهند اما مسئول اجرای احکام از دادن آن خودداری می کند.
این امر باعث شده است تا نتوانم از وضعیت پرونده ام با خبر شوم. با اینکه به مدت ۲۳ سال است در زندان به سر می برم، متاسفانه نتوانسته ام کاری انجام بدهم. به صورتی که دادگاه کرج می‌گوید پرونده ام در تهران است و تهران نیز ادعا می کند پرونده ام در کرج است.
رنج‌نامه محمد نظری  در مهر ۱۳۹۳در زندان رجایی شهر
«در سال ۸۰-۸۱ برای آزادی من پنج میلیون تومان می‌خواستند ولی به خاطر نداشتن و عدم پرداخت آن تاکنون در زندان هستم و همچنان ادامه دارد. در سال ۹۱ به دستور دادستانی کل کشور پرونده اینجانب مورد بازبینی قرار گرفت و بعد از چند ماه حکم عفو و آزادی از سوی دادگاه صادر شد ولی در آخرین مرحله اطلاعات با آزادی من مخالفت کردند
متن کامل
اکنون که قلم در دست گرفته و مشغول نوشتن هستم بعضی‌ها مخالف کار من هستند و آن را نوعی خودکشی می‌دانند اما من که ۲۱ سال از عمرم را در زندان به سر برده‌ام خود را در شرایطی نمی‌بینم که‌امید زیادی به آزاد شدن داشته باشم. وقتی می‌بینم زندانیانی مانند علیرضا کرمی خیرآبادی بعد از ۱۵ سال محمدمهدی زالیه بعد از ۲۱ سال طاهر مصطفوی بعد از ۲۰ سال به خاطر بیماری در زندان فوت کردند اما حکومت از آزاد کردن آن‌ها ممانعت به عمل می‌اورد وقتی می‌بینم پیر مردی ۸۵ ساله مبتلا به بیماری سرطان همچنان در زندان به سر می‌برد پس ساده‌لوحانه است که امثال من فکر آزادی باشند. من محمد نظری هستم محکوم به ابد محکوم به ابدی که به گفته بازجویانم گناه من نه هواداری از حزب دمکرات بلکه شیعه بودن و ترک‌زبان بودن من است که چرا از یک حزب سنی مذهب و کرد زبان حمایت کرده‌ام. بازجویانم بدون اینکه مدرک و شاهدی علیه من داشته باشند مرا مجبور کردند به مسائلی اعتراف کنم که زاییده تخیلات خودشان بود که هیچ‌گونه وجود خارجی نداشت که اگر غیر از این بود تا به حال اعدام‌شده بودم، به گفته یکی از بزرگان قانون این کشور فقط به کسانی لبخند می‌زند که زر داشته باشند، در سال ۸۰-۸۱ برای آزادی من پنج میلیون تومان می‌خواستند ولی به خاطر نداشتن و عدم پرداخت آن تاکنون در زندان هستم و همچنان ادامه دارد. در سال ۹۱ به دستور دادستانی کل کشور پرونده اینجانب مورد بازبینی قرار گرفت و بعد از چند ماه حکم عفو و آزادی از سوی دادگاه صادر شد ولی در آخرین مرحله اطلاعات با آزادی من مخالفت کردند و این نشان از وجود عقده‌ها و کینه‌هایی است که در دل آن‌ها لانه کرده است و ما نیز باید منتظر معجزه‌ای فرا‌تر از زنده کردن مردگان باشیم تا شاید روزی و روزگاری آزاد شویم و در آخر از شما می‌خواهم تا جلوی بعضی از بازجویان افسارگسیخته را که به خاطر ترفیع درجه و با قلبهای مالامال از عقده و کینه و تعصبات مزخرف که باعث بیچارگی انسان‌ها می‌شود را بگیرید زیرا مردم ایران بیش از اندازه تنها هستند، حرف زیاد است ولی امیدوارم از این پس هیچ انسانی به خاطر عقیده‌اش قربانی نگردد.
اگر آقای سیگاروئی طبق قانون نامه هایم را ارسال می کردند، تاکنون توانسته بودم گام‌های موثری را بردارم که این مایه شرمساری مسئولین می‌باشد که ماموری دون‌پایه آنها را به سخره گرفته و مانع از اجرای عدالت می‌باشد.”


متن مصاحبه ۴ سال پیش با محمد نظری که دارای نکات مهمی است. این مصاحبه با ایشان زمانی صورت گرفته که ۴۲ ساله بوده اند.
ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﻤﺪ ﻧﻈﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ .
ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺳﺎﻟﯽ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺮ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﯾﯿﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﯾﺪ؟
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﻡ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺤﻤﺪ ﯾﺰﺩﯼ ﺭﯾﯿﺲ ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﯾﯿﻪ ﺑﻮﺩ . ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻧﻬﻢ ﺧﺮﺩﺍﺩ ۱۳۷۳، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ۲۳ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻻﻥ ۴۲ ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﻡ . ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺮﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺳﺪ، ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻫﺴﺘﻢ .
ﺑﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻬﺎﻣﯽ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﯾﺪ ﻭ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﺭﻭﺯ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯾﺪ؟
ﺭﻭﺯ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﮐﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﺑﺎ ﺣﺰﺏ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺕ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﻡ . ﻗﺎﺿﯽ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﻣﻦ ﺁﻗﺎﯼ « ﺟﻠﯿﻠﯽ ﺯﺍﺩﻩ » ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﻧﻤﺎﯾﺸﯽ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﻭﮐﯿﻞ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﺮﺩ .
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ۱۹ ﺳﺎﻝ ﻭ ﻫﺸﺖ ﻣﺎﻩ ﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﺯﻧﺪﺍﻥﻫﺎ ﺑﻮﺩﻩﺍﯾﺪ؟
ﻣﺪﺕ ۹ ﻣﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﺟﺎﯾﯽﺷﻬﺮ ﮐﺮﺝ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪﻡ .
ﺑﺴﺘﮕﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺕﺗﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩﺍﻧﺪ؟
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺗﻢ ﻣﯽﺁﻣﺪ ﺍﻣﺎ ﺳﺎﻝ ۱۳۹۰ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﻡ . ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻓﺸﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﺑﺎﻻ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺟﺴﻤﯽ ﻭ ﺳﻦ ﺑﺎﻻ، ﻣﻦ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻧﺶ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﻼﺧﺮﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ . ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺗﻢ ﻣﯽﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﭘﯿﺶ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﻮﻭﻻﻥ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﻡ ﺑﺪ ﺷﺪ، ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺁﻥﻫﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺗﻢ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ .
ﺷﻨﯿﺪﻩﺍﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺴﻮﻭﻻﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﻧﺪ، ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻏﺬﺍ ﺯﺩﻩ ﻭ ﻟﺐﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺧﺘﻪﺍﯾﺪ . ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﯿﺪ ﺩﻟﯿﻞ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﺍﯼ ﺭﺍ ﭘﯽﮔﯿﺮﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﺪ؟
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻣﺮﺍ ﭘﯽﮔﯿﺮﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﺁﻥﻫﺎ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﺟﻊ ﻗﻀﺎﯾﯽ ﻣﯽﺭﻓﺘﻨﺪ، ﻣﺴﻮﻭﻻﻥ ﻣﯽﮔﻔﺘﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﺷﻤﺎ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﻋﻔﻮ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﻡ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺴﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻔﻮ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺍﻭ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ . ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻣﺴﻮﻭﻻﻥ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ، ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻣﯿﺪ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻓﻮﺕ ﺍﻭ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﺨﺸﻢ .
ﺩﻭﻣﯿﻦ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻦ ﺷﺪ، ﻓﻮﺕ ﺩﻭ ﺗﻦ ﺍﺯﻫﻢﺑﻨﺪﯼﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﭘﺲ ﺍﺯ ۲۰ ﻭ ۲۲ ﺳﺎﻝ ﺣﺒﺲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺴﺠﻞ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺴﻮﻭﻻﻥ ﻫﯿﭻ ﻗﺼﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ، ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﻔﺘﻢ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ﻣﺎﻩ ﺳﺎﻝ ۹۱ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻏﺬﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﻢ ﻣﻬﺮﻫﻤﺎﻥ ﺳﺎﻝ ﺍﻋﺘﺼﺎﺑﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺩﻡ . ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺟﻤﻌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻫﻢﺑﻨﺪﯼﻫﺎﯾﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻏﺬﺍ ﺯﺩﻡ .
ﻣﺎ ﺷﻨﯿﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺑﻪ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺑﻼﺗﮑﻠﯿﻒ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﺟﺎﯾﯽ ﺷﻬﺮ ﮐﺮﺝ، ﻟﺐﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺧﺘﯿﺪ . ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﯿﺪ؟
ﺑﻠﻪ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻗﻄﻌﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮔﺮﻓﺘﻢ، ﺑﻪ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﻭﺧﺘﻦ ﻟﺐﻫﺎﯾﻢ ﺩﺭﺩ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﮑﻨﻢ، ﺑﺎ ﻗﺮﺹﻫﺎﯼ ﺑﯽﺣﺲ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻟﺒﻢ ﺭﺍ ﺑﯽﺣﺲ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺩﻭﺧﺘﻢ . ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻧﺦ ﻧﺎﯾﻠﻮﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽﺷﺪ، ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎ ﺑﺎ ﻋﻄﺴﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﯾﺎ ﺧﻤﯿﺎﺯﻩ ﮐﺸﯿﺪﻥ، ﮔﻮﺷﻪﻫﺎﯼ ﻟﺒﻢ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯽﺷﺪﻡ ﺩﻭﺧﺘﻦ ﻟﺐﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻢ .
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻟﺐﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺩﻭﺧﺘﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ؟
۴۹ ﺭﻭﺯ .
ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻣﺴﻮﻭﻻﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟
ﻣﺴﻮﻭﻻﻥ ﻗﻀﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺁﻗﺎﯼ « ﺧﺪﺍﺑﺨﺶ » ، ﻓﻘﻂ ﻗﻮﻝﻫﺎﯼ ﺳﺮﺧﺮﻣﻦ ﺩﺍﺩﻧﺪ .
ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻫﻢﺑﻨﺪﯼﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﯾﺪﻧﺪ ﭼﻪ ﻣﯽﮔﻔﺘﻨﺪ؟
ﻫﻢﺑﻨﺪﯼﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺩﻭﺧﺘﻦ ﻟﺐﻫﺎﯾﻢ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺁﻥﻫﺎ ﻫﺴﺘﻢ . ﺣﻤﺎﯾﺖﻫﺎﯼ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﻟﮕﺮﻣﯽ ﻣﯽﺩﺍﺩ .
ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ۲۰ ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮔﺬﺷﺖ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﯾﺪ؟
ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﯾﮑﺴﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻏﻠﺐ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﯾﺎ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ .
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﺩﺗﺎﻥ ﮐﻨﺪ؟
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﻩ، ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ . ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻣﺴﺘﺜﻨﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻫﻢﺑﻨﺪﯼﻫﺎﯾﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽﺷﻮﻡ . ﺍﻣﺎ ﺧﺒﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﮐﺮﺩ، ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮒ ﺑﺎﺯﺟﻮﯾﻢ، « ﻣﺤﻤﺪ ﻣﯿﻨﺎﯾﯽ » ﺑﻮﺩ .
ﺗﻠﺦﺗﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ، ﭼﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ؟
ﺗﻠﺦﺗﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺧﺒﺮ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺩﻩﻫﺎ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻫﻢﺑﻨﺪﯼﻫﺎﯾﻢ ﻭ ﻫﻢﭼﻨﯿﻦ ﺧﺒﺮ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﻮﺩ .
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ؟
ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺒﺲ ﻃﻮﻻﻧﯽ، ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺍﺯ ۵۰ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ . ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺍﮐﺘﻔﺎ ﻣﯽﮐﻨﻢ : « ﺧﺎﻟﺪ ﺷﻮﻗﯽ » ، « ﺣﻤﺰﻩ ﻗﺎﺩﺭﯼ » ، « ﺍﻧﻮﺭ ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﯼ » ، « ﺳﻠﯿﻢ ﺻﺎﺑﺮﻧﯿﺎ » ، « ﺟﻠﯿﻞ ﺯﯾﻮﻩﺍﯼ » ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺎﻗﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ .
ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﭼﻪ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ؟
ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮﯾﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﻤﯽﺗﺮﺳﺪ .
ﺧﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﭼﻪ ﺣﺴﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﺪ؟
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺗﺎ ﺳﺎﻝ ۷۶ ﻫﻢ ﻫﺮﻫﻔﺘﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻮﺩﻡ . ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﺮﺑﺎﺭ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻔﺘﻪ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﯽﮐﺮﺩ .
ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﭼﻪ ﺣﺴﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﻨﺪ؟
ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﺩﺭﻭﻍﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻣﺴﻮﻭﻻﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻔﻮ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺷﻨﯿﺪﻩﺍﻡ، ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ، ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺁﺯﺍﺩﻡ ﮐﻨﻨﺪ . ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ، ﺣﺒﺲِ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﻧﻤﯽﮐﺸﻢ .
ﺩﻟﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺗﻨﮓ ﻣﯽﺷﻮﺩ؟
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﺸﻮﻡ . ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺷﺨﺺ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺩﻝﺧﻮﺷﯽ ﻣﻦ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻓﻮﺕ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﻢ ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺎﻣﯿﻠﻢ، ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺗﻬﺎﻣﺎﺗﻢ ﻃﺮﺩ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺷﻤﺎ ﭼﻨﺪ ﺑﻬﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩﯾﺪ؛ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﭙﺮﺳﻢ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﻓﺼﻞ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﭼﻪ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺳﺖ؟
ﺑﻬﺎﺭ۱۳۹۳ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﯾﺪ، ﻣﯽﺷﻮﺩ ۲۰ ﺑﻬﺎﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩﺍﻡ . ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺒﺲ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﺪﺕ ﺩﺍﺭﺩ، ﻫﯿﭻ ﻓﺼﻠﯽ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺩﺭﻫﯿﭻ ﺑﻬﺎﺭﯼ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺭﻭﯾﺶ ﮔﯿﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﮒﻫﺎ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﺯﺩﻥ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﻢ، ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﻓﺼﻞﻫﺎ ﺑﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﭼﻄﻮﺭ ﺍﻣﯿﺪﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﮕﻪ ﻣﯽﺩﺍﺭﯾﺪ؟ ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ ﺩﺭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﻣﯽﺁﯾﺪ؟
ﺁﻥﭼﻪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﺮﺱ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻏﻠﺒﻪ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻨﻔﺮ ﻭ ﺍﻧﺰﺟﺎﺭ ﺍﺯ ﺳﺮﺍﻥ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﺳﺖ . ﻣﻦ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ ﻓﮑﺮﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺣﺒﺲ ﺍﺑﺪ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﻠﻪﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻣﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺣﺘﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﻣﺤﺒﺖﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ . ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﯽﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪﻫﺎ ﺑﺎ ﺁﻥﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑﻫﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﻌﻒ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ .

ﺑﺰﺭﮒﺗﺮﯾﻦ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﺪﻣﺖ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﻮﺳﺘﻦ ﺑﻪ ﺣﺰﺏ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺕ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ . ﺣﺎﻻ ﺗﻨﻬﺎ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ، ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺣﮑﻮﻣﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺤﯽ، ﯾﻬﻮﺩﯼ، ﺯﺭﺗﺸﺘﯽ، ﺳﻨﯽ ﻭ ﺑﻬﺎﯾﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻗﺎﯾﻞ ﺷﻮﺩ، ﺣﻘﻮﻕ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﻤﯿﺖ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﮐﻨﺪ .
ﺁﯾﺎ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻣﺪﺕ ﺣﺒﺲ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻫﻢ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﯾﺪ؟
ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺟﺰﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺷﻬﯿﺪ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻢ، ﺩﺭﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﺷﺮﻋﯽ، ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ۷۳ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ، ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﺭﺍﯾﻦﺟﺎ ﻧﯿﺰ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ، ﺩﺭﻫﯿﭻ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺗﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻡ .
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﻣﺠﻠﺲ ﯾﺎ ﯾﮏ ﺭﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯽﺩﯾﺪﯾﺪ؟
ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﺎﺵ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺁﻗﺎﯼ « ﻃﺎﻟﻘﺎﻧﯽ » ﻭ ﺁﻗﺎﯼ « ﺭﺟﺎﯾﯽ » ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ .
ﺷﻤﺎ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻫﺴﺘﯿﺪ؟ ﭼﻪ ﺗﺼﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻭ ﻓﯿﺲﺑﻮﮎ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟ ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺷﺪﯾﺪ، ﺍﺻﻼ ﺍﯾﻦ ﺷﺒﮑﻪﻫﺎﯼ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺣﺎﻻ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﭼﻪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺷﻤﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ . ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﮐﻬﻒ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻏﺎﺭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺣﺘﯽ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻫﻢ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻓﻘﻂ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﻨﯿﺪﻩﺍﻡ .
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺍﺯ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺷﻨﯿﺪﯾﺪ؟ ﺍﻻﻥ ﭼﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻭ ﺳﺨﻨﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﺒﮑﻪﻫﺎﯼ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ، ﺣﺮﻑﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﻧﺪ؟

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺳﺎﯾﺖﻫﺎ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎ ﻭ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪﻧﮕﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺳﺎﯾﺖﻫﺎ ﺣﻮﻝ ﯾﮏ ﻣﺤﻮﺭ ﻣﯽﭼﺮﺧﻨﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﯾﮏ ﺣﺰﺏ ﻭ ﯾﮏ ﮔﺮﻭﻩ ﺧﺎﺹ ﺗﺒﻠﯿﻎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ . ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺁﻥﻫﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﺤﺪﻭﺩﻩ ﺍﻃﻼﻉﺭﺳﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩﺗﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﺑﺸﻨﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ زندان هستم